سلام؛

 اینبار اومدم ولی با یه ماجرای تلخ و ننگین...

برای شروع این سخنان زیبا و پیش بینانه و زیبای عزیز دل و پیر سفرکردمون رو بخونید تا بریم سراغ ماجرا....

 

بسم الله:

آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین(علیهم السلام)را با دستهای خود ویران نماید,آن وقت ممکن است جهانخواران او را بعنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند.

ولی.....

در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر؛آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف؛آنها قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها؛

نه یک ایران با هویت ایرانی اسلامی؛

بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ایرانی که ارابه سیاست آمریکا یا شوروی را بکشد!!!(به جای شوروی بگذارید هرچه دلتان میخواهد را!!!)

و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است,که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند... .

..................................................

 

 

نامه سال 2003 دولت خاتمی به دولت وقت امریکا

بر اساس این نامه دولت خاتمی پیشنهاد داده بود که در ازای خارج کردن نام ایران از کشورهای "محور شرارت؛

جمهوری اسلامی متعهد خواهد شد که کلیه فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل کند و از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین دست بکشد!!!!

طرف غربی در ازای این خوش‌خدمتی علاوه بر خارج کردن نام ایران از کشورهای محور شرارت، گروهک منافقین را در لیست گروهک‌های تروریستی نگه می‌داشت...

 صادق خرازی این پیشنهادها را برای ارائه به امریکایی‌ها در اختیار سفیر سوئیس قرار داده بود.

 

کنث وایزمن مسئول سابق امور ایران در آیپک نیز در مصاحبه اش با سایت تهران بیوریو (وابسته به تلویزیون پی‌بی‌اس) به این نامه اشاره کرده و گفت:

 

«در آن دوره ایران کاملا با امریکا همکاری می کرد. این بحث مطرح بود که شاید بتوان روی این موضوع (برای بهبود روابط) سرمایه گذاری کرد. در همین شرایط، ایران خطوط خام یک پیشنهاد را برای بهبود روابط – موسوم به چانه زنی بزرگ- ارائه داد.

 

پیشنهاد شامل تعلیق غنی سازی و تحول در سیاست خاورمیانه ای ایران در مقابل به‌رسمیت شناختن و تضمین امنیتی امریکا بود. وصول پیشنهاد خرازی با دیدار دوم فرانکلین با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانکلین را کوتاه کنم زیرا سفیر سوئیس، پیشنهاد صادق خرازی را آورده بود.»

 

در سال 2005، جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد داد که شمار سانتریفیوژهای ساخته شده خود  برای غنی سازی سوخت هسته‌ای را به 3000 واحد تقلیل دهد. اما در آن زمان، سه قدرت مذاکره کننده اروپایی (EU3) مسئله غنی سازی را غیرقابل مذاکره می‌دانستند زیرا همچنان آرزوی دستیابی به تعلیق بلندمدت برنامه غنی سازی جمهوری اسلامی ایران را در سرمی پروراندند. در نتیجه، این پیشنهاد ایران پذیرفته نشد.

 

جک استراو، وزیرامورخارجه وقت انگلیس و خاویر سولانا، نماینده عالی اتحادیه اروپا، متعاقباً با علی لاریجانی، مذاکره کننده هسته‌ای ایران، بر سر محدود کردن فعالیت‌های غنی‌سازی جمهوری اسلامی به فعالیت‌های صرفاًً ضروری برای پژوهش و توسعه موافقت کردند. لاریجانی این پیشنهاد را پذیرفت و آن را با خود به تهران برد تا تنها شاهد عدم پذیرش آن از سوی محمود احمدی نژاد و رهبر عالی آیت الله علی خامنه‌ای باشد. در پی این اتفاق، لاریجانی استعفا داد.

 

 

باقی اش بماند...

از این تاسف میخورم که این مزدور خائن نه 4 سال بلکه 8 سال از عمر پربرکت جمهوری اسلامی ما رو هدر داد و تا دلش خواست فساد و بی بندو باری و بی غیرتی و بی ابرویی رو رواج داد و از همه بدتر اینکه همه اینها پشت پرده بودن......

وای بر ما اگر بذاریم دوباره چنین ماجراهایی تکرار بشه که اگه اینطور شد دیگه باید فاتحه مملکت امام زمانی رو خوند.

 

مرگا به من که با پر طاووس عالمی

یک موی گربه وطنم را عوض کنم!!!