للحق

مدتی است قیمتها افزایش یافته اند و هر شیئی لااقل دوبرابر بر قیمتش افزون گشته است. از میوه گرفته تا لوازم التحریر و لوازم برقی و انواع محصولات دامی و انسانی و مرغی!گویی قیمت ها با هم مسابقه گذاشه اند و یا در حال قمار بازی اند و قمارشان تنها به ضرر مردم شده و بازنده واقعی مردمی هستند که همیشه پای ممملکتشان بوده اند و از آن دفاع کرده ومی کنند.
هر فروشنده ای به راحتی مساله ای به نام تحریم را بهانه می کند و حتی قیمت های درج شده روی اجناس را هم بالا می برد و بهانه اش به خیال خود کاملا موجه و شرعی می باشد. عده زیادی هم به خواسته آنان سر می نهند و حتی حاضر نیستند به ستاد مبارزه با گران فروشی یک تماس بگیرند و همه شان را سر و ته یک کرباس دانسته و تنها خود را غمخوار ملت می دانند .

آنگاه غر و لند کنان تمام آبرو وشرف مملکت را به باد فحش می گیرند و از امام و شاه و جنگ و خون هزاران شهید و ارزانی و عدم وجود ترافیک و آزادی بیان!!! در گذشته گرفته تا مسئولین کنونی و دعواهای بی مورد و گدای سرچهارراه و گوشت مرغ و فرهنگ عبور از چراغ قرمز  و ازادی بیان در حال حاضر را همگی به طرز عجیبی به هم متصل نموده و نتیجه می گیرند این مملکت آنی نبود که خون هزاران شهید به پای ارمان هایش ریخته شد.

جنگ نکردند که قیمت گوشت افزایش یابد. انقلاب نکردند که بعد از سی سال نتوانند گوشی مورد علاقه شان را خریداری کنند. خون دل نخوردند که حالا مثلا فلان لوازم آرایشی  وارد نشود و خود را با تحریم ها محقر دانسته و فشار روحی شان کم بودن یارانه ها و خرج دانشگاه آزاد فرزند دلبندشان است.


خنده تان گرفت؟ یا نه متوجه ربط این کلمات نشدید؟


متاسفانه عده ای خواسته یا ناخواسته کلاف حرف هایشان را به هم میپیچانند و به افرادی که شنونده حرف هایشان هستند اندکی نمی اندیشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه برداشتی از حرفشان بشود و یا چه تاثیری بر اطرافیان و ذهن مرزی برخی می گذارند. اینان همان کسانی هستند که: 

کمی حرف زدن یاد گرفته اند. گهگاه رادیو فردا و بی بی سی را دست مایه اطلاعاتشان می کنند و برای اطمینان از صحت شنیده ها به کیهان و وطن امروز هم سری میزنند و خود را آگاه و مطلع از تمامی اخبار روز دنیا می دانند...


حقوقی دارند و دستشان به دهانشان می رسد. ماهانه لباس و خوراکشان به راه است اما  بغض استفاده از بنزین آزاد ماشین های لوکسشان عده ای را نگران می کند. لفظ قلم حرف میزنند و خود را عالم دهر و فامیل تمامی مسئولین قدیم و جدید کشور میدانند. در ضمن ارتباطاتی به خاندان رضا پهلوی و نمورکی اشنایی با خانواده حضرت امام دارند. نعیمه اشراقی را سمبل حجاب و مهاجرانی را بهترین وزیر ارشاد می دانند.


ایران و ایرانی را عقب مانده و افلیج و کشور های غرب زده و ظلم ستیز را نشانی از تلاش و پشتکار و پیشرفت های کلان میدانند.

علت تحریم ها را درشت گویی مسئولین خدوم دانسته و معتقدند در برابر حرف و عمل اینان باید سر تعظیم فرود آورد تا مثلا قیمت هامان بالا نرود یا مثلا انقدر آبرویمان را نزد دوستان لس آنجلسی مان نبرند...


همه را آدم میدانند الا رئیس جمهور را...
همه را فهمیده می دانند الا دانشمند زحمتکش و پرتلاش هسته ای را...
از نظر آنان تمام کشورها با ایران قطع رابطه کرده اند و حتی دیگر آب  هم برایمان نخواهد ماند.
خود را ضعیف ترین و زبون ترین کشورها میدانند و تنها ارتباطی را که برای ایران قائل اند با کشورهایی است که رد و بدل مواد مخدر انجام بدهند. چشم را به روی تمامی واقعیت ها بسته اند و هیچ تلاشی برای پیشرفت کشورشان نمی کنند و تنها راه برون رفت از این معضلات ساخته ذهنشان را تظاهرات و گرفتن حق خود می دانند.


از شعار و بهتر بگویم دستور تولید ملی و حمایت از کار خنده شان می گیرد و مسخره می کنند ولی ژاپن را نشانی از تلاش و پشتکار می دانند که همه چیزشان را خود درست کرده اند و تولید ملی شان زبانزد خاص و عام است.

دومین اجلاس بزرگ جهان در پایتخت شان برگزار می شود و همه اش از خرج و مخارج آن و بیهوده بودن آن سخن می گویند اما وقتی اجلاسی در برلین تشکیل شد و چند کشور معدود برای اهدافی شوم و توطئه وار دور هم جمع شدند باب میلشان می شود و آن کشور را متمدن و پیشرفته می دانند.


حجاب را در برابر بی حجاب؛ دین را در برابر علم، شیعه را علیه اهل سنت، اصولگرا را در مقابل اصلاح طلب و فتنه گر را مظلوم می دانند.

شرط آزادی بیان برایشان حضور موسوی و رفع حصر از کروبی است.


دائم غصه 3000 میلیارد را می خورند و حتی در صف نانوایی هم مطرح می کنند تا اطلاعات خود را به رخ بکشند و وقتی برای آزادی اقازاده فلان آدم وثیقه ای 10 میلیاردی که سند 1000 متر منزل در دزاشیب است می گذارند ککشان هم نمی گزد.


اصلا چنین آدم هایی تا به حال دیده اید یا این نوشته را کتاب تخیلاتم درج کنم؟