پیش گفتار:
(( در هم ریختگی محتوایی متن، نشان از بهم خوردگی ذهن نویسنده دارد...به بزرگواری خود ببخشائید...))



یکی یکی چمدان ها را بستند و ما را در این برهوت خشک و ضاله با چشمانی سرخ و مرطوب رهانیدند...

رمی جمرات را آروز کردیم و آنها رفتند که رمی کنند شیطان خبیث و رجیم را با مشت های گره کرده شان

عرفات را آرزو کردیم و قسمت آنها بود که چادر هایشان در صحرای اعجاب انگیز عرفات پهن شود و شاید متبرک به قدوم مولای مهربانی ها و منتقم آل الله گردد.





سختی راه را به جان می خرند و خدا کند که نخرند از فروشی های فروشندگان وهاب! که هرچه خرج جان شده با این خرج ها به باد فنا می رود!

سختی دوری را می چشند که شاید با این دوری دنیوی دست به دست مولایشان دهند و نزدیک ولی زمانشان باشند و دور از ما!

زندگی سخت می گیرد بر ما مردمان شهری که خوراکمان دود و دم ماشین هاست و تفریحمان تنوع خستگی های روزمرگی پست مدرن!

این کاش های حاجی شدن را کف دست بگیریم و نمازی که سفارش کرده اند در دهه اول ذی الحجه بخوانیم.
شاید مُحرم شدیم و مَحرم اسرار حق گشتیم...


        **********************************************************

در هر شب از آن بین نماز مغرب و عِشاء، این دو رکعت نماز را به جا آور؛ تا در ثواب با حاجیها شریک شوى،گرچه حج نکرده باشى
در هر رکعت آن سوره «فاتحه الکتاب» و «اخلاص» و پس از آن، این آیه را بخوان


وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ‏ ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قَالَ مُوسىَ‏ لِأَخِیهِ هَرُونَ اخْلُفْنىِ فىِ قَوْمِى وَ أَصْلِحْ وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِین