عمق صحبت هایش (1) می گفت باید بذر بکاری در دل مخاطبت و بذر را روی سطح خاک نمی کارند بلکه گودالی ژرف برای کاشت بذر آماده می کنند. آن خاک هم شوخی بردار نیست، باید قبل از کاشت بذر اطلاعاتت را زیاد کنی در مورد شرایط محیطش و نوع بذرش و نحوه نگاه داریش. الکی نیست باغبانی دل های دیگران...

هر روز هم باید مراقبه کنی دل خودت را و محاسبه کنی نفست را و مواظبت کنی خودت را  که پروراننده بذری هستی که میخواهی عمیق شود در دلهای اهالی دنیا

حتی باز هم الکی نیست که با ارتقای سطح معلومات و مراقبات روزانه ات بتوانی بذر را پرورش دهی و تا مدت ها او را زیر بال و پرت بگیری. برای اینکه بذر را با خودت همراه کنی و او به باغبانی چون تو اطمینان کند باید به او عشق بورزی...او را برادر دینی ات بدانی و او تو را باغبان خویش. بگذار بداند که انما المومنون اخوه(2) را با دل و جان پذیرفته ای و نگاهی هدایت گرانه به او نداری او بذر است و تو باغبان. او وظیفه ای دارد و تو وظیفه ای. باید بدانی کهلا یکلف الله نفسا الا وسعها (3) یعنی تا توانت هست زحمت بکشی و تا جان در بدن داری باید بیل کارگری از دستت نیفتد و تا دنیا دنیاست عرق ریختن برای بارور نمودن بذرهایت جا دارد.

دل زمین باید شخم بخورد و بذرها در دل زمین رشد کنند. هنر آن نیست که بذر ها را بپاشی و هر چندگاهی نگاهی به آنان بیفکنی و تشر بزنی که چرا درست رشد نکرده اند. هنر تو این است که بدانی در چه زمینی و با چه هدفی بذر می کاری.(1)

تو باغبان چمن کاری نیستی که در هر زمینی و هر جای آلوده ای تخم چمن بپاشی(1) و انقدر از تو آب بخواهد که سرمایه ات را به باد دهد و آخر سر زرد و بی روح تو را و زحماتت را به باد فنا بدهد. چمن برای تو حکم زیبایی در نظر دیگران را دارد و عمق و درازای آن به چشم تنگ نظاره کنندگان محدود می شود و دیری نمی پاید که زیر پا لگد شود و تو را و زحماتت را بخشکاند.

تجمع باغبانان در یک شهر که از گناه دور باشند و گهگاهی به بذرهاشان سر بزنند چه فایده ای دارد؟ (4) آنها خود را مقدم بر بذرها می دانند و انتظار دارند سالی یکی دو بار به آنها سر بزنند و درختی ببینند پر از ثمرات رنگارنگ...زهی خیال باطل!

مگر می شود یک زمین را به حال خود رها کرد و حتی زمین های زیادی را با یکی دو باغبان به حال خود واگذاشت و انتظار زمین هایی پرحاصل و سرسبز داشت؟(5)

باغبان باید در کنار زمینش باشد و مدام مراقبت کند از خودش و از زمینش و از بذرهای تازه جوانه زده اش. و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا (6) یعنی در عمق جانشان نفوذ کن. کلامت را به جانشان برسان. بگذار حقیقت با جانشان آمیخته شود و این یعنی ارتباطات تو باید مداوم باشد تا بتوانی ذائقه اش را با دین زیبای خدایش آمیخته کنی.

بگذار شرح دلت دهم با فرازهایی از انشراح که گوش دل و چشم جان باید برای پذیرش سختی ها...فان مع العسر یسرا(7)...ان مع العسر یسرا(8)...وه که چه دلنشین است وقتی خدایت راحتی و اسودگی را به بعد از سختی کشیدن ها منوط نمی کند و همراهی اش را دوباره و چند باره تاکید می کند که اگر مبلغ دین هستی و زحمت هایت، راهی بس طولانی را طی می کند آگاه باش که همراهش شیرینی اسانی را می چشی.

یسرا به معنای بیکاری نیست بلکه از تو میخواهد که با خون دلهایی که برای به ثمر رسیدن یک بذر کرده ای و میوه هایش را یکی یکی چیده ای؛ الان وقتفاذا فرغت فانصب(10) است و تو موظفی بذر دیگری را شروع کنی و سختی ها و اسانی هایی متداول را تجربه کنی.

و الی ربک فارغب(11) ای باغبان دل های امیدوار

 

 

 

 

پانوشت:

  • 1- سخنان حجت الاسلام محمدیان 
  • 2- 10 حجرات
  • 3- 286 بقره
  • 4- اشاره به تمرکز روحانیت در شهر های خاص و تبلیغ های گاه به گاه
  • 5- اشاره به سخنان فرمانده سپاه همدان: 65 تا 70 درصد مساجد استان همدان تعطیلند. بقیه به اقامه نماز در یک یا دو نوبت می پردازند.
  • 6- 63 نساء
  • 7- 5 انشراح
  • 8- 6 انشراح
  • 9- 7 انشراح
  • 10- 8 انشراح